محمد دريايى

568

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

امام صادق عليه السّلام با اين دو نفر موضوعاتى است كه ذيلا ملاحظه مىفرماييد : روزى ابن ابى العوجاء و ابن مقفع باهم در مسجد الحرام نشسته بودند . ابن مقفع درحالىكه با دست به مطاف اشاره مىكرد گفت : احدى از اينان شايسته‌ى نام انسان نيست ، جز آن پيرمردى كه آنجا نشسته است ، يعنى ابو عبد اللّه جعفر بن محمد ( عليهما السّلام ) و بقيه چهارپايان پست و بىخردى هستند ! ابن ابى العوجاء : چرا درباره‌ى اين پيرمرد نظرى خاص دارى ؟ ابن مقفع : من چيزهايى از او ديده و شنيده‌ام كه از ديگران نديده و نشنيده‌ام . ابن ابى العوجاء : اين را بايد امتحان كنم . ابن مقفع : چنين نكن كه مىترسم آنچه را هم كه دارى از دست بدهى [ مغلوب شوى ] . ابن ابى العوجاء : نه چنين نيست . تو مىترسى كه شناخت و قضاوتت درباره‌ى او ( امام ) اشتباه در بيايد و آن‌طور كه او را بزرگ مىپندارى نباشد . ابن مقفع : حالا كه تو درباره‌ى من چنين توهّمى دارى ، پس بلند شو و با او به بحث بنشين ، ولى مواظب باش كه نلغزى و رشته‌ى سخن را از دست ندهى و عنان سركش بحث را محكم بگيرى كه بيم آن است سخت زمين بخورى و دقت كن كه چه مطلبى به سود تو و چه مطلبى به زيان تو است . ابن ابى العوجاء برخاست و نزد امام صادق عليه السّلام رفت و با وى به گفتگو نشست . وقتى از مجلس مناظره بازگشت ، خطاب به ابن مقفع گفت : واى ، ابن مقفع ! او از نوع بشر نيست و اگر در دنيا روحانى و عنصر ملكوتى باشد كه هرگاه بخواهد مجسم پديدار شود و هر موقع اراده كند به صورت روح از نظرها پنهان مىگردد او همين مرد است . ابن مقفع : چطور ؟ ابن ابى العوجاء : وقتى در كنار او نشستم ، منتظر شدم همه رفتند و جز من و او كسى نماند . او بدون مقدمه رو به من كرد و فرمود : اگر جريان از آن قرار باشد كه اينان مىگويند ( يعنى طواف‌كنندگان ) و همان‌طور هم هست پس ايشان در سلامت و امن هستند و شما هلاك گشته‌ايد و اگر جريان آن‌طور باشد كه شما مدعى هستيد و آن‌طور هم نيست شما و ايشان برابريد . ابن ابى العوجاء مىگويد : به او گفتم خداوند شما را مورد مرحمت و لطف خويش قرار